سکینه رضایی دوست، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان رشت در یادداشتی نوشت:صنایعدستی در ساختار اجتماعی و اقتصادی جوامع محلی، فراتر از تولید کالا، به عنوان تجسم عینی میراث ناملموس و بازتابی از هویت فرهنگی شناخته میشود. در این میان، زنان روستایی استان گیلان کارآفرینانی هوشمند و حافظان اصالتهای فرهنگی هستند که دانش بومی، تکنیکها و فنون اصیل طراحی و بافت را نسلبهنسل منتقل کردهاند. تحلیل آماری در کانونهای فعال صنایعدستی شهرستان رشت که از میان ۵۰۰۰ هنرمند شاغل در آن، بالغ بر سهچهارم (۷۵ درصد) را زنان تشکیل میدهند، نشاندهنده وزن مدیریتی و اقتصادی بیبدیل این قشر در ساختار توسعه پایدار روستایی است.
تحلیل ساختار اجتماعی ـ اقتصادی صنایعدستی در شهرستان رشت نشان میدهد که این حوزه فراتر از یک فعالیت تولیدی، به مثابه سازوکاری نهادی برای بازتولید سرمایه فرهنگی و تحقق الگوی توسعه پایدار روستایی عمل میکند؛ بهگونهای که از میان ۵۰۰۰ هنرمند فعال، سهم ۷۵ درصدی زنان بیانگر تمرکز معنادار نقش مدیریتی و کارآفرینانه آنان در زنجیره ارزش محلی است. این الگو با اتکا بر اشتغال خانگی، تابآوری اقتصادی، انتقال بیننسلی دانش بومی و بهرهگیری از بسترهای دیجیتال، صنایعدستی گیلان را به پیشران همافزای اقتصاد فرهنگمحور و گردشگری خلاق تبدیل کرده و ضرورت سازماندهی نهادی در قالب تعاونیهای تخصصی و سیاستهای حمایتی هدفمند را برجسته میسازد.
فلسفه حضور اقتصادی زنان روستایی در این عرصه، بر پایه الگوی تابآوری اقتصادی و اشتغال خانگی استوار است. اشتغال به صنایعدستی به عنوان منبع درآمدی پایدار، نیاز به مهاجرتهای فصلی یا دائم به مراکز شهری را کاهش داده و ثبات خانوادگی را تقویت میکند. از منظر علمی، ارزشافزوده حاصل از تولید محصولاتی همچون حصیربافی، چادرشببافی و رشتیدوزی، سرمایههای خرد محلی را به محرکهای پویای توسعه متوازن تبدیل میسازد.
از بعد فرهنگی و تبارشناسی هنر، صنایعدستی گیلان راوی زنده تاریخ، باورها و اسطورههای گیل و دیلم است. زنان هنرمند گیلانی با بکارگیری نقوش الهامگرفته از طبیعت پربار شمال و ترکیببندی رنگهای بومی، نقشی کلیدی در احیا و ثبت میراث ناملموس کشور ایفا میکنند. هر اثر دستی، سندی زنده از ارزشهای فرهنگی است که مانع از فراموشی مواریث فرهنگی کشور در هیاهوی مدرنیته میشود و نقشی پیشگیرانه در برابر نابودی هویتهای محلی ایفا میکند.
با ورود به عصر دیجیتال، پارادایم تولید و فروش صنایعدستی دچار تحول کیفی شده و بخش بزرگی از زنان هنرمند گیلانی به بازاریابی مدرن و برندینگ شخصی روی آوردهاند. بهرهگیری هوشمندانه از شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای تجارت الکترونیک به این پیشرانان خلاق اجازه داده است تا با مدل عرضه مستقیم به مصرفکننده، واسطههای سنتی و غیرمولد را حذف کنند. این ابزارهای نوین، ویترین محصولات گیلان را از بازارهای محلی به سطح ملی و بینالمللی ارتقا داده و سهم واقعی سود ناشی از ارزشآفرینی را نصیب خود تولیدکننده کرده است.
با وجود این ظرفیتها، گذار کامل از اقتصاد معیشتی به کارآفرینی پایدار مستلزم سازماندهی نهادی در قالب ایجاد تعاونیهای تخصصی تولید و توزیع است. تعاونیها میتوانند به عنوان چتر حمایتی عمل کرده و با یکپارچهسازی منابع، قدرت چانهزنی زنان روستایی را در بازار افزایش دهند. این ساختارها با کوتاهکردن دست دلالان مالی، جریان نقدینگی را مستقیماً به سمت کارگاههای خانگی هدایت کرده و ثبات زنجیره تأمین مواد اولیه را تضمین مینمایند.
مکمل پویایی این حرکت، همافزایی راهبردی میان صنایعدستی، گردشگری روستایی و بومگردی در گیلان است. تعریف مسیرهای گردشگری مبتنی بر تجربه توریسم خلاق و تلفیق کارگاههای زنده تولید صنایعدستی با اقامتگاههای بومگردی، بستری بینظیر برای به نمایش گذاشتن خودباوری، توانمندی و هنر زنان گیلان فراهم میآورد. این رویکرد، ضمن ارائه جاذبههای ملموس و ناملموس به گردشگران داخلی و خارجی، اقتصاد گردشگری را مستقیماً با اقتصاد صنایعدستی پیوند میزند.
در نهایت، تحقق کامل این اهداف و تبدیل این پیشرانان خاموش به چهرههای اصلی توسعه روستایی، نیازمند مداخله و حمایت همهجانبه ارکان حاکمیتی و حمایتی است. این حمایتها باید در قالب چهار محور اساسی عملیاتی شوند: ارائه تسهیلات مالی خرد و کمبهره، برپایی بازارچههای دائمی محلی، برگزاری دورههای سواد دیجیتال و بازاریابی الکترونیکی، و در نهایت ثبت رسمی و هویتبخشی به فعالیتهای خانگی؛ اقداماتی که میتواند جایگاه زنان روستایی گیلان را تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و فرهنگی کشور ارتقا دهد.
انتهای پیام/
نظر شما